هوش تجاری

شما فقط در موقعي كه آب دريا فروكش ميكند ميتوانيد بفهميد چه كساني برهنه شنا ميكنند .

اين جمله سرنوشت بسياري از بنگاه هاي كسب و كار در بحران  اقتصادي امروز دنياست.به طور مشخص در شرايط ركود بازار مشخص ميشود كدام بنگاه ها چه وضعيتي دارند.اين پيش بيني صريح  9 تن از محققين گارتنر در مقاله اي دربارة هوش تجاري و مديريت عملكرد، ارزش آفريني بيشتر برا ي كسب و كار است.

با توجه به آنچه آورده شد ،در اثر افزايش رقابت در بازارهاي  جهاني بسياري از صاحبان كسب و كار به اين نتيجه رسيده اند كه استفاده ازالگوريتم ها و ابزارهاي  تحليل و  هوش تجاري گريز ناپذير است.آنها به اين نتيجه رسيده اند كه صاحبان تكنولوژي هاي هوش تجاري با سرعت عمل و دقت تحليل بالا و افزايش سهم بازارو حفظ و تداوم اين روند موفق به ارزش آفريني بيشتري گرديده اند.اين موفقيت ها باعث شده تا استفاده از اين تكنولوژيها را به يكديگر توصيه نمايند و استقبال ناشي از اين موضوع  منتج به اين گرديده است كه  در اين مدت شركت هاي مطرح  در حوزة فنآوري رايانه اقدام به توليد امكانات و نرم افزارهايي متناسب با نيازهاي رو به رشد بازار بنمايند .با توليد ابزارهاي مناسب و تجميع داده هاي استفاده كنندگان ميتوان به دنياي اطلاعات نگاهي تازه انداخت .

ميتوان فهميد كه چرا يك تكنولوژي در صدر تكنولوژيهاي جهان ميايستد و چرا همه صاحبان هوش ،ذكاوت و ثروت به سمت استفاده از آن سوق داده ميشوند .ميتوان فهميد كه راه توليد ثروت و ايجاد صرفة اقتصادي  از كجا شروع ميگردد و به كجا ختم خواهد شد و چگونه صاحبان ثروت مجاب  به ورود به دنياي تكنولوژي هوش تجاري ميگردند.

براي اولين بار يكي از محققان IBM  به نام هانس پيتر لان [1]در يك مقاله از اصطلاح هوش تجاري استفاده نمود.او تعريف هوش تجاري را اينگونه تصوير نمود "توانايي درک روابط متقابل حقايق ارائه شدهبه عنوان راهنماي عمل به سمت هدف موردنظررا هوش  تجاري گويند"

هوش تجاري در حقيقت نوع تكامل يافته اي از سيستم هاي DSS  است كه در دهة 1960 تا نيمه دهة 1980 طراحي شدند كه با  مدل نمودن كامپيوتري، براي كمك به تصميم گيري و برنامه ريزي استفاده ميگرديدند.در اواخر دهة 1980 تمركز از DSS  بر روي مواردي چون data warehouses, Executive Information Systems, OLAP و business intelligence قرار گرفت.در سال 1989  هاوارد درسنر پيشنهاد نمود كه از اصطلاح هوش تجاري با عنوان مفاهيم و روشهاي  بهبود تجارت با پشتيباني سيستم هاي تصميم سازاستفاده نمود كه اين موضوع فقط تا اواخر دهة 1990 رايج بود.

در دهه هاي بعد اين مبحث توسعه يافت ومورد توجه فضاي تجارت و كسب و كار قرار گرفت بر اساس آمار   google trends تقريباً روال متناسب توسعه را طي نموده است به نمودار ذيل توجه نماييد.


Ajahab1
نمودار آماري ماخذ: google trends

 

همچنين  امروزه مبحث تحليل تجاري هم به اين شاخه اضافه شده است  كه ميتوان با توجه به نمودار ذيل ضريب نفوذ و توسعة  آن را پيش بيني نمود .

امروزه بااطمينان کامل مي‌توان ادعا کرد که استفاده از راه‌حل هوش تجاري مي‌تواند قدرت رقابت‌پذيري يک سازمان را افزايش دهد و از ديگر سازمان‌ها متمايز نمايد. اين راه‌حل اين امکان را به سازمان‌ها مي‌دهد تا با بکارگيري اطلاعات موجود از مزاياي رقابتي و پيشروبودن بهره‌برداري نمايند. اين راه امکان درک بهتر تقاضاها و نيازمندي‌هاي مشتريان ومديريت ارتباط با آنان را ميسر مي‌سازد. اين راه‌حل اين امکان را به سازمان مي‌دهدتا بتواند تغييرات مثبت يا منفي را مانيتور کنند. امروزه سازمان‌هاي پيشتاز صحبت ازERP ،CRMو.... نمي‌کنند، رويکرد سازمان‌ها به سمت هوش تجاري است. آنها به دنبال بهينه‌سازي فرآيندها از طريق ارزيابي و بهبود عملکرد خود و زيرمجموعه‌هاي وابسته به خود مي‌باشند. امروزه افزايش کارايي عملکرد آنچه که سرمايه‌گذاري شده، اهميت بسيار زيادي پيدا کرده است.

Ajahab2

در يک دهه گذشته بسياري از سازمان‌ها سرمايه‌گذاري‌هاي بسياري را روي تکنولوژي اطلاعات اعم از نرم‌افزار و سخت‌افزار کرده‌اند. در اقتصادامروزه که هزينه‌ها بايد کاهش يابد، سازمان‌ها و شرکت‌ها از خود مي‌پرسند: «چه مقدار تا کنون براي تکنولوژي سرمايه‌گذاري کرده‌ايم؟» و اينکه «از اين سرمايه‌گذاري چه سودي برده‌ايم؟» امروزه در کشورهاي پيشرو و توسعه يافته سرمايه‌گذاري در هوش تجاري درحال افزايش است. تحقيقات فارستر در سال 2003 از 877 سازمان (کوچک و بزرگ) وتصميم‌گيرندگان در حوزه فنآوري اطلاعات نشان مي‌دهد که از رشد سرمايه‌گذاري 9/1% در زمينه فنآوري اطلاعات برخوردارند ولي 45% آنها نياز به خريد ابزارهاي هوش تجاري را دريافته‌اند و براي آن اقدام مي‌کنند. دو دليل عمده وجود دارد که  صنايع و سازمان‌ها به هوش تجاري علاقه‌مندكرده است. اول حضور در عصر اطلاعات، دوم مسائل اقتصادي.

در عصر اطلاعات، کسي که اطلاعات دارد، داراي قدرت است. هر سازمان و شرکتي که از اين قدرت برخوردار باشد درصنعت و حرفه خود در مقايسه با رقباي خود متمايز و ممتاز مي‌شود. سازمان‌ها وشرکت‌ها، امروزه با سرعت حرکت و تغيير مي‌کنند. اخذ اطلاعات صحيح در زمان صحيح اساس و پايه اين سازمان‌ها است. دليل ديگر استفاده از هوش تجاري اقتصاد است. بقاي سازمان‌ها وشرکت‌ها در طوفان اقتصاد رقابتي امروز بر دو محدودة کاهش هزينه‌ها و افزايش درآمدها متمرکز شده است. در سازماني که هوش تجاري در آن بکار گرفته مي‌شود،مديران مي‌توانند اطلاعات هزينه‌ها را از داخل سازمان استخراج نمايند و بدانند که هزينه‌ها چه هستند و تصميم‌هايي براي کاهش و حذف آنها بگيرند. تغييرات آينده راپيش‌بيني کنند و براي مسائل خود راه‌حلي مناسب داشته باشند. بمنظور افزايش درآمد،شرکت‌ها بايد علاوه بر افزايش فروش خود، مثلا مشتريان فعلي خود را حفظ کنند. حفظ مشتريان اغلب کاري بسيار پسنديده است.

اما بايد بدانيم اغلب کدام مشتري سودبيشتري عايد مي‌کند. معمولا 20% از مشتريان 80% سود شرکت را تامين مي‌کنند. شرکت‌هابايد ابتدا مشترياني که سود بيشتري را عايد مي‌سازند، حفظ نمايند. بايد بدانيد هوش تجاري کاربرد بسياري در اين بخش نيز دارد. گام بعدي تجزيه و تحليل رفتار بازار، فروش ومشتريان پرسودده هستند. اين دانش به مديران کمک مي‌کند تا چگونه مشتريان خود رامديريت نمايند. براي جلب نظر مشتريان ممکن است پارامترهاي کانال‌هاي هزينه‌اي، فروش عمده به مشتريان و يا تغيير در حاشيه سود و.... مدنظر قرار گيرد. نکته مهم اين است که رفتارها با مشتريان يکسان نيست و هر مشتري يا گروهي از مشتريان روابط خاص خود راخواهندداشت.

سرانجام، اينکه علاوه بر مشخصه‌هاي اطلاعاتي فوق ساير اطلاعات مديريتي براي تصميم‌گيري در سازمان‌ها نيز وجود دارد که نياز به تحليلي براي تصميم‌گيري دارد، مثل اطلاعاتي در حوزه ماموريت اصلي سازمان و يا شرکت، اطلاعات منابع انساني، اطلاعات توليد و ساخت، اطلاعات خدمات ارائه شده و ... تکنولوژي هوش تجاري راه‌حلي براي بکارگيري اين اطلاعات و ايجاد هوشمندي در مديران مي‌باشد که آگاهانه تصميم‌گيري نمايند و تصميم آنان مبني بر واقعيات و درک آگاهانه آنان از تغييرات فعلي و آتي و استفاده از سوابق در سازمان باشد.

 

Ajahab3
نمودارآماري :ماخذ google trends

با توجه به نمودار توسعه علوم رايانه اين مباحث در حوزة 10 علم برتر دنياي فنآوري رايانه اي  قرار گرفته است .

Ajahab4
جدول 10 علم برتر در حوزة علو رايانه از سال 2007 تا 2010

در سال 2012 نيز مبحث Analytics &business intelligence رتبه نخست رابه خود اختصاص داده است.

به نظر ميرسد در دنياي پرتلاطم و متغير امروزي , داشتن دانشي عميق نسبت به همه عوامل مثل مشتريان ، رقبا، محيط اقتصادي، عمليات و فرآيندهاي سازماني كه منجر به  اتخاذ تصميمات درست , سريع و به موقع از سوي مديران ارشد ميگردد، امري حياتي براي بقاي سازمان ها محسوب مي شود . استفاده از انواع هوشمندي  بخصوص هوش تجاري ,  مي تواند عامل مهمي براي رسيدن به اين مطلوب باشد. لذا ما امروزه و در طول ساليان متوالي  شاهد توسعه تكنولوژيهاي مرتبط با اين مبحث علمي ميباشيم.بلاشك توسعه علوم رايانه است كه باعث بوجود آمدن امكان توسعه تكنولوژيهايي از اين دست گرديده است.

 


[1]Hans Peter Luhn